صدایی تو سکوتم نیست فقط آرامش محظه
داری از خاطرم کم کم فراموش میشی هر لحظه
عبور از من برات حکمه رهایی از قفس میاد
نمیدونستم احساست فقط بوی حوس میداد
چشات کور بود و نمیدید چجوری عاشقت بودم
با اشکات گریه میکردم پناه حق حقت بودم
تموم زندگیم بودی ولی از چشمم افتادی
غریب کردی و اینجوری به خوبی هام جواب دادی
دیگه با هیچ دوست دارم دل سنگم نمیلرزه
تو این تنهایی مطلق به هرچی عشقه می ارزه
دل بی رهم تو دیگه از احساسم عبور کرده
تموم آرزو هاشو دلم زنده بگور کرده
توی تنهایی میمونم به هیچکی دل نمیبندم
مثل دیوونه ها دیگه توی گریه نمیخندم